|
درس دوازدهم: «در آرزوي تو / دل مي رود» 2317 – جمله ي پاياني کدام بيت خطاب به معشوق ازلي است؟
|
|
1) هزار باديه سهل است با وجود تو رفتن / اگر خلاف کنم سعديا، به سوي تو باشم 2) نه در اين عالم دنيا که در آن عالم عقبي / همچنان بر سر آنم که وفادار تو باشم 3) خاک باد، تن سعدي اگرش تو نپسندي / که نشايد که تو فخر من و من عار تو باشم 4) به جمعي که درآيند شاهان دو عالم / نظر به سوي تو دارم غلام روي تو باشم |
2323 – در کدام بيت، همه ي آرايه هاي «تشبيه، مراعات نظير و تضاد» موجود است؟ (سراسري 82)
|
|
1) اي صاحب کرامت، شکرانه ي سلامت روزي تفقدي کن درويش بي نوا را 2) آسايش دو گيتي، تفسير اين دو حرف است با دوستان مروت با دشمنان مدارا 3) سرکش مشو که چون شمع از غيرتت بسوزد دلبر که در کف او موم است سنگ خارا 4) دل مي رود ز دستم، صاحبدلان خدا را دردا که راز پنهان خواهد شد آشکارا |
2328 – در بيت «سرکش مشو که چون شمع از غيرتت بسوزد / دلبر که در کف او موم است سنگ خارا» (ت) در «غيرتت» چه نقشي دارد؟
|
|
1) مضاف اليه 2) مفعول 3) بدل 4) متمم |
2339 - «ايهام» دو لغت يعني …. (ک.ف.آ)
|
|
1) به يقين رساندن 2) شب زنده داري کردن 3) به گمان افکندن ديگران 4) خود را نيک پنداشتن |
2344 – مرجع ضمير «تو» در کدام بيت با بقيه متفاوت است؟ (ک.ف.آ)
|
|
1) به وقت صبح قيامت که سر ز خاک برآرم به گفت و گوي تو خيزم، به جستجوي تو باشم 2) حديث روضه نگويم، گل بهشت نبويم جمال حور بجويم، دوان به سوي تو باشم 3) هزار باديه سهل است با وجود تو رفتن اگر خلاف کنم سعديا به سوي تو باشم 4) به خوابگاه عدم گو هزار سال نخسبم به خواب عافيت آنگه به بوي موي تو باشم |
درس سيزدهم: «باغ عشق / پيداي پنهان» 2345 – آثار منشور «جلال الدين بلخي» در کدام گزينه آمده است؟
|
|
1) فيه مافيه – اسرار التوحيد – مناجات نامه 2) مکتوبات – مجالس سبعه – روض الجنان 3) فيه مافيه – مجالس سبعه – مکتوبات 4) مجالس سبعه – زادالعارفين – رساله واردات |
2351 – کدام گزينه درباره سنايي غلط است؟
|
|
1) از سبک شعر عطار بهره فراوان برد. 2) در تغيير سبک شعر فارسي مؤثر بود. 3) دو سبک شعري متفاوت داشت. 4) سبک حقيقي شعرش متعلق به دوران دوم زندگي اوست. |
2361 – مفعوم بيت «ز يزدان، نه از ارکان، که کوته ديدگي باشد / که خطي کز خرد خيزد تو آن را از بنان بيني» کدام مورد را نفي مي کند؟ (سراسري 80)
|
|
1) تبعيض ميان عناصر هستي و نفي ارزش از آنها 2) بي تميزي و گزينش فرع به جاي اصل 3) بي دقتي و بي توجهي به پديده ها 4) گزينش آگاهانه دنيا به جاي آخرت |
2364 – نام «قصه قصيده با مضاميني چون عشق يا توصيف طبيعت» چيست؟ (آزاد 82)
|
|
1) مطلع 2) مقطع 3) تغزل 4) تنه ي اصلي |
2373 – با توجه به بيت «چه بايد نازش و نالش بر اقبالي و ادباري / که تا بر هم زني ديده، نه اين بيني، نه آن بيني» کدام آرايه ي ادبي وجود ندارد؟ (ک.ف.آ)
|
|
1) استعاره 2) تضاد 3) لف و نشر 4) جناس |
2374 – بيت «بس پند که بود آنگه در تاج سرش پيدا / صد پند نو است اکنون در مغز سرش پنهان» با کدام بيت پيام مشترک دارد؟ (ک.ف.آ)
|
|
1) تو يک ساعت چو افريدون به ميدان باش، تازان پس / به هر جانب که روي آري درفش کاويان بيني 2) بدين زور و زر دنيا، چو بي عقلان، مشو غره / که اين آن نوبهاري نيست کش بي مهرگان بيني 3) سر آلب ارسلان ديدي، ز رفعت، رفته بر گردون / به مرو آ، تا کنون در گل تن آلب ارسلان بيني 4) که گر عرشي به فرش آيي و گر ماهي به چاه افتي / وگر بحري تهي گردي وگر باغي خزان بيني |
2379 – همه ي گزينه ها در قالب و محتواي قصيده به جز گزينه ي …... درست است.
|
|
1) مفهوم و پيام قصيده و غزل يکي است. 2) داراي تغزل يا تشبيب است. 3) مصراع اول مطلع با مصراعهاي زوج هم وزن و هم قافيه است. 4) قصيده و غزل در تعداد ادبيات مساوي نيستند. |